دلنوشته هایم......

دو سال بود که هی می یومد ی به خوابم معبرا و علما گفتن باید بری سر قبرش اومدم سر قبرت نبش قبرت کردم دیدم این جنازه به تفم نمی ارزه بسه دیگه نباید پشت سر مرده حرف زد روحش آروم نمی گیره......

پ.ن:این یادداشت کاملاً شخصی است هر گونه برداشت احتمال قوی اشتباه می باشد

/ 1 نظر / 5 بازدید
سالار

سلام و درود به تو دوست عزیز هیچ فکر میکردی به این زودی سایتت بازدید کننده داشته باشه ولی من اومدم و دلم می خواد دوستامم بیان اگر لطف کنی لینک منو تو سایتت بزاری بهت قول میدم زود لینکتو به سایتم اضافه کنم حالا اگر لطف کنی ممنون میشم http://linkche.persianblog.ir لینک بازی عزیز جان منتظرما راستی نظرتم در مورد سایت ما بگو