پسرم....

صبحها که از خواب بلند می شوم چشمان خندان و مهربان تو را می بینم پسرم با مهربانی و صبر منتظر می شوی که مامان از خواب بیدار شود می پری مرا می بوسی و می گویی قولبونت بشم .........روزی صد بار مرا ماچ می کنی و قربان صدقه ام می روی وقتی عصبانی می شوم شر وع می کنی با ان زبان بچگانه ات تنها شعری را که یاد گرفته ای برایم می خوانی تا راضی شوم واقعیت این است که علی رقم دشواری بزرگ کردن یک بچه در این زمانه سخت وجود تو یک موهبت است و من به خود می بالم که مهربان ترین و باهوشترین پسر دنیا را دارم

/ 0 نظر / 20 بازدید