این دوره یا اون دوره

زندگی از ان زمانی که من برای اولین بار به ان فکر کردم خیلی تغییر کرده ....مسئله زنان امروز خیلی توجه مرا به خود جلب کرده .... بارها و بارها خود را مقایسه  کرده ام و در نهایت هم نتوانستم به نتیجه درستی دست پیدا کنم ....از زمانی که من نواجوان بوده ام خیلی گذشته است ان موقعها من و تمام دخترهای نوجوان هم سن و سال هم خیلی پایبند بکن نکنهای خانواده بودیم ان دسته از ما که بهمان می گفتند بچه هایی از خانوادههای سالم همه چیزمان تحت کنترل خانواده بود راست می رفتیم و راست می امدیم اگر هم با  کسی دوست  می شدیم مثلا پسر خیلی روابطمان سالمتر از امروزیها بود اما ایا ازاد نبودن و تحت کنترل بودن به اسم سالم بودن راه درست زندگی بود یا راههای بهتری هم وجود داشت .....امروزه خانوادهها روشن فکر شده اند دخترها می توانند شبها تا دیر وقت مهمانی و رستوران بروند خیلیها هر شب به پارتیهای مختلف می روند این کارها دیگر در اذهان فسق و فجور  نیست .....زنها حقوقشان را با مردها یکسان می دانند دیگر یواش یواش چهره ان ضعیفه مغموم و مظلوم مبدل به یک چهره دیگر می شود ...ازاد بودن خیلی خوب است ادم می تواند ازاد باشد و راه سالم زندگی کردن را خودش انتخاب کند اینگونه بودن بهتر از به اجبار در محدودیت زندگی کردن و در نهایت یا به بی راهه رفتن و یا افسوس نکردها را خوردن است

/ 1 نظر / 6 بازدید
mdn1356

همی شه (موندن) دلیلی برای دوست داشتن نیست ... بعضی ها میرن تا ثابت کنند ... عاشقند ... ! [خنده][تماس]