امشب

خیلی وقتها دلم می خواسته درباره رابطه خودم با پدرم بنویسم اما می دانستم که درشرایط عادی قادر به نوشتن چنین رابطه پیچیده ای نخواهم بود امشب چند پیک مارتینی کمکم می کند تا این کلاف پیچیده را باز کنم من حقیقتا اینجا را یک کیسه بوکس کوچک برای خودم می دانم هیچ وقت کاری نداشته ام که چند نفر نوشته هایم را می خوانند من برای دل خودم اینجا می نویسم برای اینکه سبک شوم چون من یک زن پشت پرده هستم اره ام همیشه از زیر کار می کند من و خیلی مثل منها هزاران سال در اندرونیها و پشت پردهها زندگی کرده ایم و از پشت همین پرده ها هزاران کار بزرگ در تاریخ انجام داده ایم نمی دانم شاید در یکی از زندگیها ی گذشته ام یک پرنسس بوده ام اما مطمئنم در یکی از همان زندگیها یک پیشگو بوده ام مطمئنم .....نمی دانم چرا اینقدر جسته گریخته می نویسم می خواستم درباره خودم و پدرم بنویسم و همه این نوشته ها را نگه دارم برای پسرم تا یک روز وقتی بزرگ شد اگر خواست مادرش را بهتر بشناسد بخواند مثلا یک روزی که من دیگر در این دنیا نبودم یکی از خاله هایش به او بگوید که مادرت چنین وبلاگی داشت و او برای اینکه مادرش را بهتر بشناسد اینجا را بخواند کمتر مادری پیدا می شود که برای بچه هایش بگوید که چند بار عاشق شده و عشق واقعیش کدام بوده و کی شکست خورده بچه ها فکر می کنند مادرانشان قدیسانی هستند که از روز ازل فقط مادر انها بوده اند امشب هم گذشت و باز هم من نتوانستم راجب رابطه کهکشانی و پیچیده ام بنویسم ............

/ 0 نظر / 7 بازدید