سیمین.......

وقتی که سیم حکم کند، زر خدا شود
وقتی دروغ، داور هر ماجرا شود
وقتی هوا، هوای تنفس، هوای زیست
سرپوش مرگ، بر سر صدها صدا شود
وقتی در انتظار یکی پاره استخوان
هنگامه ای ز جنبش دُم ها به پا شود
وقتی به بوی سفره ی همسایه، مغز و عقل
بی اختیار معده شود، اشتها شود
وقتی که سوسمارْ صفت، پیش آفتاب
یک رنگ، رنگ ها شود و رنگ ها شود
وقتی که دامن شرف و نطفه گیر شرم
رجاله خیز گردد و پتیاره زا شود
بگذار در بزرگی این منجلاب یأس
دنیای من به کوچکی انزوا شود ...

/ 1 نظر / 7 بازدید