تراژدی من

قصه من قصه غریبی است .... خودم هم گاهی در اعجاب ان می مانم  برایم عجیب است که حتی یک تار مویم هم به یک نفر از خانواده بابا یم نرفته است ..... گاهی فکر می کنم من چطوری یکی از نوههای این خانواده هستم چگونه خون من و انها می تواند با هم یکی باشد؟؟؟ وقتی انها اینقدر بی خیال و خونسرد کم عاطفه و مادی هستند و هیچ نوع وابستگی عاطفیی به هم ندارند؟؟؟ و من ...من ؟؟؟صدو هشتاددرجه برعکسم!!!!!!!!!! ایا ممکن است به یکی از اجداد با شرفم در صد سال گذشته رفته باشم ؟؟ اخر قبل از اینکه ابروهایم را بر دارم ابرو هایم به هم وصل بود .....اره ....اره .... حتما به او رفته ام  .....حتما ان بیچاره هم فدای خود کامگیهای باقی اجدادمان که عمه هایم به انها رفته اند شده است .......اره ....اره ....وگرنه جز این باشد ممکن است با بچه همسایه عوض شده باشم و قربانی یکی از این تراژدیهای قدیمی شده باشم!!!!!!!!!!!!!!!!!

/ 0 نظر / 9 بازدید