گرشا

همیشه خدا را شکر می کنم که اینجا را دارم تا لحظه هایم را در ان ثبت کنم چیزهایی مثل اینکه اولین چیزی که پسرم از من خواست تا برایش بخرم یک بادکنک قرمز با گلهای طلایی بود او به سمتش اشاره کرد و وقتی ان را برایش خریدم باخوشحالی نخ ان را از من گرفت اولین خواسته اش در یازده ماهگی اش بود و اولین چیزی که به زبان اورد کلمه امدیی بود قبل از اینکه بگوید مامان یا  بابا مدام می گوید امدم یا امد مخصوصا وقتی کسی زنگ می زند از اب بازی خیلی خوشش می اید و همیشه خوشحال است ما هم مثل هر پدر و مادری فکر می کنیم بچه مان استثنایی است او کودک بی نظیری است و بدن بسیار قویی دارد به خودم افتخار می کنم که مادر گرشا هستم.

/ 0 نظر / 5 بازدید