شبی فقط برای خودمان

می توانم بگویم که یک سالگرد ساده شاید خیلی بهتر از یک مهمانی شلوغ باشد اما جشن مفصل هم به اندازه خودش زحمت دارد سال گذشته جشن کوچکی گرفتیم و تعدادی از دوستانمان را دعوت کردیم که خیلی هم خوش گذشت اما امسال دلم می خواست خودمان دوتا باهم باشیم احساس می کردم باید دوتایی برویم بیرون قدم بزنیم حرف بزنیم و با هم باشیم چون تازگیها برای با هم بودن وقت کم می اوریم و گرشا هم کلی وقت ما را می گیرد که باید بیشتر به او برسیم تا به خودمان .....طبق برنامه ریزی بچه را پیش مادرم گذاشتم و با هم بیرون رفتیم ....خرید کردیم ...حرف زدیم و خندیدیم .....و شام به یک رستوران مغولی رفتیم که غذای عالیی سرو می کرد ....و همانطور که دوست داشتم یک شب خودمانی شد شبی فقط برای خودمان... شب سالگرد ازدواجمان...از ان روز تا حالا حال روحم بهتر است راستش احساس می کنم ان صمیمیتی که داشت در گیر روزمرگی می شد تا کم کم گم شود دوباره پر رنگ شد......بماند که اقای همسر پانصد تومان به من هدیه داد و گفت می دانم هیچ چیز اندازه پول خوشحالت نمی کند...با خنده گفتم :یک چیز دیگر هم خیلی خوشحالم می کند اگر گفتی؟...........انگشتر طلا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

/ 1 نظر / 7 بازدید

سالگرد ازدواجت مبارک :)