جدایی نادر از سیمین

جدایی نادر از سیمین فیلمی بود که بعد از سه سال که نه تلویزیون نگاه کرده بودم و نه سینما رفته بودم در خانه تماشا کردم باز هم مردی را نشان می داد که می توانست با یک کلمه به ظاهر ساده و محبت امیز دل زنش را به دست بیاورد اما این کار را نکرد چون نتوانست بعد از چهارده سال زندگی به زنش بگوید نرو بمان دستت درد نکند چهارده سال با خوب و بدم زندگی کردی و بابای مریضم و پرستاری کردی و یه بچه بهم دادی و با وجود اینکه من باهات نامهر بانی کردم تو باز هم  وثیقه گذاشتی من را از زندان در اوردی و باز هم دنبال حل مشکل من بودی اما من نمی توانم به تو بگویم نرو لطفا بمون حالا من به هر دلیلی نمی توانم با تو از کشور خارج شوم اما صبر کن مشکلمان را باهم حل کنیم اخر ازم کم می شود که بگویم دوستت دارم و بدون تو این زندگی مثل یک چرخ پنچر می ماند اخر مرد ایرانیم غرور دارم و باید به خاطرش تو و این چهارده سال زندگی مشترک را بزنم نابود کنم چون مامانم یادم نداده اینها را یاد بگیرم و در زندگی زناشوییم به زنم بگویم بله نادر نمونه یک مرد ایرانی است و سیمین یک زن ایرانی امروزی هر دو انسانهای شریفی هستند اما.......

/ 0 نظر / 5 بازدید