زن پشت پرده

روز نوشته های یک زن امروزی

سینما
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱۱  کلمات کلیدی: نو ، شهروند ، سوپر استار ، پردیس سینمایی

دیشب با خانم والده و میرزا قشم شم رفتیم پردیس سینمایی که تو خیابون پیامبر تازه باز شده سینما. 4 تا فیلم رو پرده بود سوپر استار ,اخراجیهای 2 ,و .....خلاصه ما برای سوپر استار بلیط گرفتیم اونم سانس 7:30 از اونجایی که میرزا قشم شم قبلا برای گرفتن اطلاعات در مورد ساعت سانسها یه سری به اونجا زده بود و ما برای سانس 6:30 برنامه ریزی کرده بودیم ساعت 6 تو سینما بودیم ولی خانمی که پشت کامپیوتر صندلی رزرو می کرد و بلیط می داد گفت:عزیزم ما سانس 6:30 نداریم 7:30 داریم و من یه نگاه چپ چپ حواله میرزا قشم شم کردم که چشماش آلبالو گیلاس چیده بود و 7:30 و 6:30 دیده بود میرزا قشم شمم یه خمیازه کشید و گفت:به من چه سانساش عوض شده... خدا وکیلی دم و دستگاه باجه بلیط جمع شده بود و چند تا دختر تی تیش پشت کامپیوتر به صورت مدرنیته جا رزرو می کردن !!!خلاصه خانوم والده گفتن تو این یه ساعت وقت اضافه ای که داریم بریم شهروند میدون صادقیه که نزدیکه خرید ما هم به اتفاق رفتیم می خواستیم از قسمت فروش نان نون بخریم هر چی تو شهروند صادقیه گشتیم چنین مکانی پیدا نکردیم چون تو شهروند سعادت اباد که همیشه می ریم خرید موقع خروج آخرین جا فروش انواع نون بود فکر کردیم اینجا هم اونطوری ولی از نون خبری نبود به خانوم والده گفتم بیا بریم برای میز آشپزخونه جای ابلیمو و روغن زیتون بخریم ....رفتیم و چند تا نمونه دیدیم از اونجایی که سلیقه من و خانوم والده زمین تا اسمون با هم فرق داره ایشون یه چیزی کاملامتضاد سلیقه بنده انتخاب کردن خلاصه پرداخت کردیم و از صندوق رد شدیم همه چی خریدیم جز اون چیزی که باید می خریدیم یعنی نون...میرزا قشم شم سر اتول و به سمت سینما کج کرد و رسیدیم رفتیم داخل ....سینما خیلی نو بود وقتی رو صندلیها نشستیم خدمت خانوم والده عرض کردم که این سینما خیلی نو و بنده به سینمای نو عادت ندارم چون از وقتی چشم باز کردم تو سینماهای عهد عطیق خیابون ولی عصر رفت و امد داشتم و روی صندلیهای پاره پوره وزوار در رفته نشستم می ترسم اومدم اینجا بد عادت بشم ....خلاصه ابتدا موسیقی لایت پخش شد و بعد ابتدا به ساکن بدون معطلی فیلم شروع شده از تبلیغات اضافی اول فیلم هیچ خبری نبود ....سکانس اول زنی رو نشون می داد که توی زیر زمین نوزاد چند ماهش و بغل کرده بود و گریه می کرد یه پیرمرد  وارد زیرزمین شد وبه زن مورد نظر گفت به جای گریه برای بچه ات یه آرزوی خوب بکن زن هم گفت:چون بچه ام پدر نداره ارزو می کنم مهرش تو دل همه جا بگیره که هیچ وقت تنها نمونه....بقیه فیلم درمورد همون نوزاد بود که پسر بزرگی شده بود و تبدیل به یه سوپر استار معروف سینما شده بود و بسیار خودخواه و مغرور و عصبی و فاسد و زن باره ...جونم براتون بگه که سوپر استاره تو هواداراش یه دختری رو می بینه کم سن و سال مثلا 15 ساله خوشش می یاد می ره دختر رو معذرت می خوام بلند کنه حتی می بردش خونش که تقش در می یاد دختر "دختر" خود سوپر استار از اب در می یاد  و به قول قدیمیا توف سربالاست و هزارتا ماجرای دیگه در تمام طول مدت فیلم خانوم والده گریه می کردن و بنده خندم می گرفت ولی جرات نداشتم چیزی خدمتشون عرض کنم...فقط موقع خروج از سالن خدمتشون عرض کردم اومده بودید سینما دلتون شاد بشه بدتر دپرس شدید ...!!!بقیه فیلم و هم تعریف نمی کنم گناه داره کارگردان فیلم رو اکران برید ببینید ....نمی خوام نون مردم آجر بشه ....برید پردیس سینمایی خیلی" نو " مطمئنم تا حالا سینما به این نویی نرفتید!!!اما نکته مهم این بود که مادران محترم مراقب ارزوهایی که برای فرزندان دلبندشون در طفولیت می کنن باشن که خدایی نکرده فرزندان دلبند نخبشون بعدها از لحاظ شرعی دچار اشکال نشن!!!