زن پشت پرده

روز نوشته های یک زن امروزی

نامه خدا
ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٧  کلمات کلیدی: خدا ، شکر ، طاوسیه ، باغ

کلام اول (امشب بی خوابی بد جوری به کلم زده لذا پس ا ز وب گردی های فراوان تصمیم گرفتم یه پست جدید بگذارم  دارم فکر می کنم وقتی خونه باغ طاوسیه ما ساخته بشه چه کارایی می خوایم توش انجام بدیم اخه براتون نگفتم که ما داریم تو یه قسمت ییلاقی اطراف تهران به اسم طاوسیه برای خودمون یه خونه باغ می سازیم با  یه باغ بزرگ و دم و دستگاه یادم خیلی به بابام اصرار کردیم که این کار و بکنه ولی از اونجایی که اهل ریسک نبود دلش نمی خواست که چنین سرمایه گذاری بکنه اما خدا خواست و این اتفاق افتاد دلم همیشه می خواست بابا وقتی باز نشست شد یه جایی برا ی خودش داشته باشه که خستگی این همه سال زحمتش و در کنه یه طبیعت کوچیکی که مال خودش باشه ما هم در کنارش لذت ببریم این واقعا مدیون خدا هستم چون بابا معجزه اسا راضی به خرید اونجا شد خدا رو شکر به خاطر اینکه حرفای دل بنده هاشو میشنوه اما هنوز چیزای دیگه ای هست که از ش می خوام و منتظر اجابتشون از طرف خدا هستم  هنوزم وقتی تو حیاط طاوسیه راه می رم و به ساختمون نیمه کارش نگاه می کنم به زمینایی که توش چمن کاشته شده و چمناش جونه زدن یا به اسمون شبش که یه پارچه ستاره است یاد اون روزایی می افتم که از خدا خواستم بابام و که به هیچ صراطی مستقیم نمی شد راضی کنه که برای ارامش چند سال دیگه که می خواد باز نشسته بشه اینجا رو بخره اخه بابا همیشه دلش می خواست باز نشستگیش و تو ی یه ملکی که برای خودش باشه درخت بکاره و گل و گیاه و از شهر پر هیاهو دور باشه باورم نمی شه که خدا خودش همه چیز و ردیف کرد و به بابا قدرت ریسک کردن بنخشید امشب به شکرانه این متن و اینجا می زارم که بخونید و فکر کنید خدا تا حالا به چند تا از حرفای دلتون گوش کرده و شکرش کنید)                                                  

                                                                     نامه ای از خدا

من خدا هستم. امروز من همه مشکلاتت را اداره میکنم . لطفا به خاطر داشته باش که من به کمک تو نیاز ندارم. اگر در زندگی وضعیتی برایت پیش آمد که قادر به اداره کردن آن نیستی، برای رفع کردن آن تلاش نکن . آن را در صندوق( برای خدا تا انجام دهد) بگذار. همه چیز انجام خواهد شد ولی در زمان مورد نظر من ، نه تو ! وقتی که مطلبی را در صندوق من گذاشتی، همواره آن را با اضطراب دنبال(پیگیری) نکن. درعوض روی تمام چیزهای عالی و شگفت انگیزی که اکنون در زندگی ات وجود دارد تمرکز کن .

ناامید نشو، توی دنیا مردمی هستند که رانندگی برای آنها یک امتیاز بزرگ است.

شاید یک روز بد در محل کارت داشته باشی، به مردی فکر کن که سالهاست بیکار است و شغلی ندارد.

 ممکنه غصه زودگذر بودن تعطیلات آخر هفته را بخوری، به زنی فکر کن که با تنگدستی وحشتناکی روزی دوازده ساعت ، هفت روز هفته را کار میکند تا فقط شکم فرزندانش را سیر کند.

وقتی که روابط تو رو به تیرگی و بدی میگذارد و دچار یاس میشوی. به انسانی فکر کن که هرگز طعم دوست داشتن و مورد محبت واقع شدن را نچشیده.

 وقتی ماشینت خراب میشود و مجبوری برای پیدا کردن کمک مایلها پیاده بروی به معلولی فکر کن که دوست دارد یکبار فرصت راه رفتن داشته باشد.

  ممکنه احساس بیهودگی کنی و فکر کنی که اصلا برای چی زندگی میکنی و بپرسی هدف من چیه ؟ شکر گزار باش . دراینجا کسانی هستند که عمرشان آنقدر کوتاه بوده که فرصت کافی برای زندگی کردن نداشتند.

 وقتی در آینه متوجه موهات که تازه خاکستری شده میشی به بیمار سرطانی فکر کن که آرزو دارد کاش مویی داشت تا به آن رسیدگی کند.موفق باشی دوستدار همیشگی تو خدا