زن پشت پرده

روز نوشته های یک زن امروزی

دلم گرفته...
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  کلمات کلیدی: فلاشبک ، بهترین روزها ، فرمت ، آدم آهنی

قلب من اندازه مشت منه

مشتم و برای تو وا می کنم

                            چشم من اندازه پنجره هاست

                            تو رو بی پرده تماشا می کنم

دست من ادامه شاپرکاست

وقتی از شعله تو گر می گیره

                      اشک من از جنس بغض شاعراست

                         که همیشه بد جوری سرازیره

حرفات و راست و دروغ دوست دارم

 قد شعرای فروغ دوست دارم......

امشب دلم گرفته عصر توی کلاس خدا خدا می کردم تموم بشه....حوصله نداشتم 20 دقیقه آخر سوالای امتحان و مثل حلوا آوردن دم در کلاسا پخش کردن وسط امتحانم گوشیم زنگ زد و من جواب دادم و با پر رویی تو چشم استاد نگاه کردم و گفتم ببخشید بابام بود.....ولی دلم گرفته....زنگ زدم به آرزو برام فال حافظ بگیره ولی تو خیابون بود ...هنوز نرفته بود خونه اونم گفت دلش گرفته...وقتی دلم می گیره و اعصابم خط خطی می شه مغزم فلاشبک می زنه به آدم آهنی ....و به روزهای مکانیکی که با اون گذشت این مغز فقط قادره سریع فلاشبک بزنه .....کاش می شد یه روز صبح که از خواب پا می شم فرمت شده باشه...اونوقت دیگه چیزی برای فلاشبک زدن نداره به قول ساحل "بهترین روزهام هنوز ندیدم و بهترین حرفام و هنوز نگفتم"

راستش گاهی فکر می کنم اصلاً دلم نمی خواد یه چیزایی مثل دوست داشتن.... با سخاوت بودن و عاشق بودن و از یاد ببرم چون خوب بودن تو بعضیاش هنره ولی خیلی دلم می خواد یه چیزایی مثل آدم آهنی رو فراموش کنم و به شروع فکر کنم مردم می تونن تمام چیزایی رو که طی سالها ساختی در عرض یک شب نابود کنند....اما من دلم می خواد بازم بسازم ....اونقدر بسازم تا دیگه خراب نشه....چون هنوز"بهترین روزهام و ندیدم و بهترین حرفام و نگفتم و نشنیدم"امشب کریسمس کاش بابا نوئل از پشت پنجره اتاق منم رد می شد و وعده  اونچیزی رو می داد که می خوام اتفاق بیفته و اونو می نوشت رو یه کاغذ و می ذاشت تو جورابم مثل بچه ها, دلم می خواد بچه گانه آرزو کنم تا ساده براورده بشه.....