زن پشت پرده

روز نوشته های یک زن امروزی

انعکاس.....
ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٧  کلمات کلیدی:

همه ما آدمها تاثیر پذیر هستیم هر کس با توجه به اعتقاداتی که داره بالاخره از یک مبدایی تاثیر پذیره و یک جایی و یک چیزی بالاخره روی اون تاثیر می گذاره....من عادت دارم اوقات فراغتم و علاوه بر گوش کردن به موسیقی فیلم نگاه کنم ....شاید خیلیها فیلم انعکاس و دیده باشند توی سینما یا توی خونه من اصولاً فیلمهای ایرانی رو که این روزها روی پرده سینماها می یاد دوست ندارم و حتی گاهی احساس می کنم هدف از ساخت این فیلمها فقط تبلیغ و پول دراوردن و به قولی سینما سینمای گیشه است نه بدنه....اما این فیلم برام خیلی جالب بود من یاد یه سری از آدمای دور و برم انداخت و حتی گاهی یاد خودم و یاد سوالها و افکاری که به ذهنم خطور کرده و جوابش و فقط زمان می تونه بده انداخت .وقتی فیلم به نیمه می رسه این موضوع به ذهن آدم خطور می کنه که چرا اسم این فیلم انعکاسه و اصلاً چه ربطی داره اما خیلی جالب: موضوع مربوط به زن جوانیه که بر حسب اتفاق دوست پسر یا نامزد سابقش و ملاقات می کنه و سعی می کنه که یه طوری از زیر دیدن این آدم در بره چو ن موضوع مربوط به 5 سال قبل بوده و دختر حالا ازدواج کرده و زندگیش و دوست داره پسر هم ازدواج کرده بوده اما با سماجت سعی می کنه که وارد زندگی دختر بشه و سر دربیاره که چرا دختر 5 سال پیش اون و ول کرده و رفته و شوهر فعلی چه محاسنی بیشتر از اون داره....صحنه ای نشون داده می شه که پسر با زرنگی از نبود شوهر سو استفاده می کنه و وارد خونه دختر می شه و حرفا و سوالای نگفته رو وسط می کشه بین این دو دعوا می شه و دختر برای دفاع از خودش چیزی رو می کوبه تو سر پسر وپسر رو به موت روی زمین می افته دختر پسر و به بیمارستان می بره ....باز صحنه ای نشون داده می شه که دختر توی یه امام زاده دعا می کنه که خدا به جونی پسر رحم کنه و عهدی می بنده با خدا که توی فیلم حرفی ازش زده نمی شه ولی شاید عهد می کنه که هرگز سراغ پسر نره و به زندگیش وفادار بمونه و از این عشق قدیمی بگذره به خاطر خدا .و با سرنوشتی که خدا رقم زده زندگی کنه حتی اگه اونطوری که اون می خواد نباشه ......

متقابلاً صحنه ای از شوهر دختر توی همون ساعاتی که دختر درگیر این مسئله شده نشون داده می شه که مرد در یک ماموریت کاری توی اصفهان نا خواسته زنی سر راهش قرار می گیره که به عنوانی سعی می کنه مرد و وادار به ایجاد یک رابطه نامشروع بکنه که البته زن یک تله بوده که عده ای سود جو برای مرد گذاشته بودند نشون می ده که مرد به سختی جلوی خودش و می گیره که به همسرش خیانت نکنه و در نهایت از دست زن یه جوری فرار می کنه ...توی یه صحنه لابه لای این صحنه ها مرد توی مسجد شیخ لطف الله در اصفهان نشون داده می شه که زیر گنبد با تعجب به انعکاس صدای خود ش گوش می کرده و از خودش میپرسیده که حکمت این انعکاس چیه؟مرد برمی گرده و توسط یه سری خبر چین از رابطه زنش و اون پسر مطلع می شه و زنش ومتهم می کنه. در نهایت دختر در نامه ای همه چیز و برای شوهر می نویسه و مرد طی ملا قاتی که با اون پسر پیدا می کنه متوجه می شه که در واقع همسرش هرگز به اون خیانت نکرده بوده یاد اتفاقی می افته که برای خودش افتاده بوده و پی به حکمت انعکاس می بره ......از زاویه دیگه پسر هم شاید به نوعی پی به حکمت جداییش از دختر می بره و برای همیشه از زندگی دختر بیرون می ره و تا همیشه این زندگی مادی از دختر خداحافظی می کنه و یه رابطه نا تموم که هر دو رو با هزاران سوال بی جواب عذاب می داده به پایان می رسه....شاید بهتر باشه خودتون این فیلم و ببینید تا بهتر درک کنید که منظور من از نوشتن این پست در این رابطه چیه...بودا می گه:باشد که اندیشه انسان او را یک بودا ,یا یک جانورش سازد.انسان در پرتو معرفت بودا می شود پس اندیشه خود را مهار دارید و نگذارید از راه راست منحرف شود و اگر دیدید که فکرتان فریفته شده و در بند افتاده است باید این وسوسه را مهار کنید و جلو گیرید .فرمانروای فکر خود باشید زیرا ما همان چیز خواهیم شد که فکر می کنیم.....حتی خدواند در قر آن هم اورده که مردان مومن با زنان مومن و مردان زنا کار جز با زنان زناکار ازدواج نخواهند کرد و خدا هرگز مومنی رو در کنار کافر نگه نخواهد داشت....شاید بسیاری از اتفاقایی که در زندگی افراد می افته انعکاس رفتار خودشون در گذشتشون باشه و گاهی هم اتفاقایی که می افته امتحانات الهیی که موجودیت ما رو به بوته آزمایش می گذاره جز خداوند و خود بندگان هیچکس از واقعیت و خوب و بد اعمال کسی به درستی خبر نداره و هیچکس جز خداوند درمقام قضاوت درباره خوب و بد کسی نیست..... خیلیها هستند که در زندگی تمام اون چیزهایی که می تونه هر کس با دیدنشون بگه این خوشبختیه دارن اما شاید در درون احساس کمبود و نا خوشنودی می کنن ..... بدست آوردن رضایت درونی در هر مقطعی از زندگی بستگی به میزان تلاش خود فرد داره گاهی لوازمش داده می شه بنابر این با کمی تلاش می شه بدستش آورد گاهی نه لوازمش هست نه خودش فقط فکرش هست و رویاش و امید بدست آوردنش که خوب این تلاش سختره اما بهتر ه ما آدما به زندگیمون نگاه کنیم ببینیم آیا این وسایل رسیدن به خوشبختی یا رضایت در زندگی به ما داده شده یا نه آیا ما اینا رو دیدیم و متوجه وجود داشتنشون شدیم یا هر روز با ناشکری نعمات زندگیمون و نادیده گرفتیم و با اعمالمون کفرانش کردیم برای همینه که بعضیها همه چیز دارن اما در واقع هیچ چیز ندارن و بعضیها هیچ چیز ندارن اما از لحاظ روحی و احساسی خوشبختن و انگار که همه چیز دارن....این چیزیه که بین نوع زندگی واقعیه آدمها فرق می گذاره...