زن پشت پرده

روز نوشته های یک زن امروزی

دیوانگی های یک دختر....
ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٥  کلمات کلیدی: دیوانگی ، هیجان ، اکتشاف ، دوستم

انسانها در زندگیشون بر حسب موقعیت ها و جایگاها فرهنگهاو شغلهای مختلف دیوانگیهای عجیبی ازشون سر می زنه بعضیها کار های خطرناک انجام می دن بعضیها تفریحات خطرناک و انتخاب می کنن و آخرشم سرشون و به باد می دن بعضیها عاشق ریسک کردنن اونا توی شغلشون یا موقعیتهای حساس زندگیشون ریسکهای بزرگی انجام می دن این شجاعت و اعتماد به نفسشون و نشون می ده....اما کسایی که تفریحات خطرناک و انتخاب می کنن نمی شه اسمشون و شجاع گذاشت اونا معنای بد دیوانگی رو به خودشون اختصاص می دن  البته امروزه روز به خاطر زیاد شدن مشکلات زندگی و بالا رفتن درصد افسردگی, هر آدمی یه جورایی در نوع خودش  یه دیوانگیهایی داره اما به هر حال منظور از این همه مقدمه چینی رسیدن به این مقال است که من عاشق دیوانگیهای مهیج هستم همیشه در زندگی عاشق این بودم که برم بانجی جامپینگ یا با گروه های کوه نوردی 1 ماه برم توی بیابونها و جنگلها و کوها بمونم یا به مسافرتهای دور و دراز برم البته اینا همه اش تا حد زیادی رویاست اما هر وقت که دست بده می شه دست به کارهای مهیج زد و اندکی در زندگی تکراری این روزها هیجان آفرید نمونه قابل مثال امشب من و دوستم اول برای بنزین زدن رفتیم و بعد من پیشنهاد دادم که توی ظلمات شب با ماشین بریم بالای کوه در حالی که هر دو هرهر می خندیدیم در تاریکی شب یک مکان کاملاً رمانتیک رو کشف کردیم و قصد داریم به اکتشافات کریستف کلمبیمون ادامه بدیم در حالی که توی تاریکی شب پرنده هم پر نمی زد ما از ماشین پیاده شدیم و به تماشای منظره شهر زیر پامون مشغول شدیم و به این نتیجه رسیدیم که اگه کسی رو بکشن احتمال قوی جنازش و میارن همون حوالی گم و گور می کنن ما در حالی که بهمو ن خیلی خوش گذشته بود برنامه اکتشاف هفته آینده رو هم هماهنگ کردیم وافسوس خوردیم که چرا امکاناتمون برای هیجان زده شدن محدوده و اگه بخوایم سالم هیجان زده بشیم باید به کجا مراجعه کنیم برای شهر بازی رفتن و سوار وسایل خطرناک شدن هم خیلی دیره و شهر بازی چیزی که ما رو حسابی به هیجان بیاره نداره لذا امشب به فکرمون خطور کرد که این کارو بکنیم شاید یه شب تصمیم گرفتیم که 3 نصف شب برای خوردن آب میوه بیرون بریم و دست به اکتشاف یه آب میوه فروشی شبانه روزی بزنیم ..... اینم دیوانگیهای محدود یک دختر که دلش هیجان می خواد.....


توت فرنگی