زن پشت پرده

روز نوشته های یک زن امروزی

خوشبینی یا حماقت.....
ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱۱  کلمات کلیدی:

هر جا این روزها پا می گذارم آدمای مغمومی رو می بینم که سرشون تو کارشون اما قیافه هاشون نشون می ده دارن یه گره کور و با دندون باز می کنن دخترای زیادی رو دور و بر خودم می بینم با روحیه ها و از فرهنگهای متفاوت در موقعیتها ی مشابه و یا گاهی عجیب و متفاوت دخترهایی رو می شناسم که وقتی راجب زندگی حرف می زنن من و یاد مردها می ندازن مجموعاً خیلی قدرتمند هستند و مستقل و قابل افتخار اما چیزی که همیشه در تمام زنها و دخترها یکسان بوده اینه که اگر به دام عشقی اسیر شدند برای اون عشق حاضر به پرداخت هر تاوانی بودند و حتی گاهی دست به کارای خطرناکی هم زدند و تا آخرین لحظه پای همه چی ایستادن و تاوان پرداخت کردند حتی قدرتمند ترین زنها و مستقل ترینشون هم دارای این خصلت هستند....در قلبم همیشه به تمام این زنها و دخترها  افتخار کردم و تاسف خوردم که این همه توانایی و عشق توی این شرایط جوی حاکم در مملکت  مورد سو استفاده قرار می گیره و تلف میشه یا گاهی لگد مال می شه مردای ضعیفی رو می بینم که هر روز تعدادشون زیاد می شه فاقد استقلال فکری اکثراًقصدشون از نزدیک شدن به یک دختر در درجه اول سواستفاده مالیه و به جای سبک سنگین کردن اخلاق و نجابت دنبال یک تکیه گاه مالی می گردند جای خوشبینی این روزها تو ی اسمون سرنوشت زنها و مردهای اینجا نمی بینم دلم نمی خواد خوشبینی رو با حماقت اشتباه کرده باشم ............