زن پشت پرده

روز نوشته های یک زن امروزی

نغمه درد....
ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۳٠  کلمات کلیدی:

درمنی و این همه از من جدا

با منی و دیده ات به سوی غیر

بهر من نمانده راه گفتگو

تو نشسته ای بهر گفتگوی غیر

غرق غم دلم به سینه می تپد

با تو بی قرار و بی تو بی قرار

وای از آن دمی که بی خبر زمن

برکشی تو رخت خویش از این دیار

سایه توام به هر کجا روی

سرنهاده ام به زیر پای تو

چون تو در جهان نجسته ام هنوز

تا که برگزینمش به جای تو....

 


شادی و غم منی ....به حیرتم

        خواهم  از تو....درتو آورم پناه

       موج وحشیم که بی خبر زخویش

      گشته ام اسیر جذبه های ماه

      گفتی از تو بگذرم دریغ و درد...

     رشته وفا مگر گسستنی است

     بگسلم زخویش و از تو نگسلم

     عهد عاشقان مگر گسستنی است

     دیدمت شبی به خواب و سرخوشم

    وه...مگر به خوابها ببینمت ..........

     غنچه نیستی که مست اشتیاق

     خیزم و زشاخه چینمت........

شعله می کشد به ظلمت شبم آتش کبود دیدگان تو

ره مبند...بلکه ره برم به شوق

درسراچه غم نهان تو.......