من
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٩  کلمات کلیدی:

خیلی حرف است که بعد از سی سال روانشناس به ادم بگوید خانم شما یک بیش فعال بوده اید که درمان نشده است با در این سن نمی توانیم کار زیادی برای شما انجام بدهیم جز یکسری تمرینات تمرکزی ..... نمی دانم اما با این حرف انگار شانه هایم سبک شد و یک چرای بزرگ که از کودکی روی شانه هایم سنگینی می کرد جواب داده شد و من علت خیلی چیزها را درمورد خودم فهمیدم......


 
پسرم
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٦  کلمات کلیدی:

برایم خیلی سخت بود که روانشناس کودک بگوید یکدانه پسرم بیش فعال است و باید دارو درمانی شود .....دو سه روزی اعصابم خیلی خراب بود بعد با خودم کنار امدم ....همراه اقای همسر گرشا را برای اولین بار به اولین شهر بازی عمرش بردم و سوار تمام چرخ و فلکها کردمش .... و امروز بعد از ظهر هم پیش  متخصص می بریمش تا دارو درمانی را شروع کنیم ...من هم مثل تمام مادران بهترین چیزها را برای پسرم می خواهم....


 
حقیقت
ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۱  کلمات کلیدی:

می دانم گله گذاری فایده ای ندارد ولی هر وقت پیش می اید می گویم تا فکر نکنند به قول معروف انها خیلی رله بوده اند و من بودم که خودم برای خودم رقم زدم اما هر بار که می گویم خودم هم ازرده می شوم من با توجه به امکاناتم و با توجه به انچه زندگی سر راهم قرار داده بود بهترین تصمیم را برای خودم گرفتم با توجه به شرایطی که داشتم چشم اندازاینده را روشن نمی دیدم  بعدها فهمیدم انچه که حدس زده بودم درست بوده و با توجه به شرایطی که داشتم کار درستی کرده ام وگرنه خودم هم می دانم که لایق عالی ترین چیزها بوده و هستم منهم همیشه با خودم مثل شاهزادهها رفتار کرده ام اما  همیشه حقیقت زندگی چیز دیگری است


 
بهار ما
ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢  کلمات کلیدی:

بهار با تمام خوب و بدش امد  من بین کارهای خانه نگهداری از گرشا و کتاب و کامپیوتر پرسه می زنم و روزگار می گذرانم و همچنان به این فکرم که چطوری می توانیم طوری زندگی کنیم که فشار کمتری را ااحساس کنیم دیشب به اقای همسر گفتم باید سعی کنیم با دوستانم بیشتر به گردش و تفریح و گاهی مسافرتهای دست جمعی برویم تا سرمان گرم شود و به گرفتاریهایمان کمتر فکر کنیم .....گاهی روزها برایم خیلی تکراری می شوند ارزو می کنم کاش می توانستم مثل دوران بی خیالی لباس بپوشم و صبح یک روز بهاری بزنم بیرون اما دست و پایم بسته است به خاطر بچه داری دلم می خواهد گرشا زودتر مهد کودکی شود تا من هم بتوانم کمی به خودم برسم و از این حالت در بیایم .


 
بهترین لحظات زندگی از نظر چارلی چاپلین
ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٦  کلمات کلیدی:

عاشق شدن .....

انقدر بخندی که دلت درد بگیره ....

بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری....

برای مسافرت به یک جای قشنگ بری ...

به اهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی .....

به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش کنی ...

از حموم که اومدی ببینی حولت گرمه ....

اخرین امتحانت و پاس کنی...

کسی که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دوست داری ببینیش بهت تلفن کنه....

توی شلوارت که معمولا تو سالهای گذشته ازش استفاده نمی کردی پول پیدا کنی

برای خودت تو اینه شکلک در بیاری و بخندی....

تلفن نیمه شب داشته باشی و ساعاتی هم طول بکشه ...

بدون دلیل بخندی...

تصادفی متوجه بشی کسی داره از شما تعریف می کنه ...

از خواب بلند بشی و ببینی چند ساعت دیگه هم می تونی بخوابی....

اهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما میاره..

عضو یک تیم باشی...

از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی ...

وقتی اونو می بینی یکهو دلت هری بریزه پایین...

یه دوست قدیمی رو دوباره ببینی و ببینی که فرقی نکرده...

اینا بهترین لحظه های زندگی هستند از زندگی لذت ببرید و به اون به چشم مشکلی که باید حلش کرد نگاه نکنید

 

 


 
نامه یک زن ایرانی به مرد هموطنش
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی:


پیاده از کنارت گذشتم بهم گفتی قیمتت چنده خوشگله؟

سواره از کنارت گذشتم و گفتی برو پشت ماشین لباسشویی بشین.....

در صف نان نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود.

در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود.

زیر بارون منتظر تاکسی بودم هلم دادی و سوار شدی

در تاکسی خودت و به خواب زدی تا تمام وزنت رو بندازی روی من

در اتوبوس خودت و به خواب زدی تا مجبور نشی جات و به من تعارف کنی 

در سینما نیکی کریمی موقع زایمان جیغ کشید و تو پشت سر من گفتی :زهر مار

در خیابان دعوایت شد و تمام فحشهایت فحش خواهر و مادر بود

در پارک به خاطر حضور تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم

من باید پوشیده باشم تا تو دینت حفظ شود مرا ارشاد می کنند تا تو ارشادشوی

تو ازدواج نکردی و به من گفتی ازدواج حماقت است من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده

عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصار طلبی خود در اوردی

عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد

من باید لباسهایت را بشورم و اطو کنم تا به تو بگویند خوش تیپ..من باید غذا بپزم و بچه ها را تر و خشک کنم تا به تو بگویند اقای دکتر

وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن گفتی بچه مال مادر است

وقتی خواستم طلاقم بدهی گفتی بچه مال پدر است

امامن دیگر احتیاجی ندارم که در اتوبوس توبایستی تا من بنشینم

احتیاج ندارم که تو نان اور باشی احتیاج ندارم که تو حامی من باشی

خودم انقدر هستم تا نان اور وحامی خودم باشم

با تو شادم اری اما بدون تو هم شادم

من اندک اندک می اموزم که برای خوشبخت بودن نیازمند مردی که مرا دوست بدارد نیستم

من اندک اندک عزت نفس پایمال شده خودم را باز پس می گیرم

به من بگو ترشیده ...هر چه می خواهی بگو...اما افتخار همبستری و هم گامی با مرا نخواهی یافت تا زمانی که به اندازه کافی فهمیده و با شعور نباشی

گذشت ان زمان که عمه ها و خاله هایم منتظر مردی بودند که انها را بپسندد وگرنه ترشیده می شدند و در خانه مایه سر افکندگی پدر بودند

امروز تو برای همگامی بامن و نه تصاحب من که من تصاحب شدنی نیستم باید لیاقت خود را اثبات کنی حقوقم را از تو باز پس خواهم گرفت .فرزندانم را به تو نخواهم داد.و خودم را نه به قیمت هزار سکه و یک جلد کلام الله که به هر قیمتی به تو نخواهم فروخت روزگاری خواهد رسید که می فهمی برای هم گامی بامن باید لایق باشی...و نیز می فهمی که هم گامی با من تضمینی برای ماندن من نیست هر گاه مثل پدرانت با من رفتار کردی بی درنگ مرا از دست خواهی داد ممکن است دوست و همراه تو شوم اما ملک تو نخواهم شد.



 
سخنان پراکنده
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی:

 

در مسیر زندگی یافته هایت را با باخته هایت مقایسه کن

اگر خدا را یافته ای هر چه را که باخته ای فراموش کن 

انسان پرواز کردن و از پرندگان زره ساختن را از لاکپشت و کشتی ساختن را از نهنگ یاد گرفت اما فراموش کرد که وفا را از زنبور و عاشقانه مردن را از پروانه بیاموزد

هر کسی از دل خود با خدا راه دارد دری از همه دلها به سوی خداست 


 
ارامش
ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٩  کلمات کلیدی:

کاسه خود را بیش از اندازه پر کنید لبریز می شود 

چاقوی خود را بیش از اندازه تیز کنید کند می شود 

به دنبال پول و راحتی باشید دلتان هرگز ارام نمی گیرد

به دنبال تایید دیگران باشید برده انها خواهید شد

کار خود انجام دهید وسپس رها کنید

این تنها راه ارامش یافتن است.

لائوسته


 
← صفحه بعد