افتخار
ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٦  کلمات کلیدی:

فیلم جدایی نادر از سیمین برنده جایزه  جهانی گلدن گلوب شد باعث افتخار همه ما ایرانیان است که بعد از مدتها دوباره در دنیا مطرح شدیم با ارزوی پیشرفت بیشتر و موفقیتهای روز افزون در اینده......

من پری کوچک غمگینی را می شناسم 

که در اقیانوس مسکن دارد 

و دلش را در نیلبک چوبین 

می نوازد ارام ارام

پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه می میرد 

و سحر گاه دوباره به دنیا می اید

به مناسبت سالگرد فروغ فرخزاد این چند خط را می گذارم 

هیچ عکسی از مراسم قابل اپلود نبود که بگذارم


 
تولدم
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٧  کلمات کلیدی:

یک ادم شاید خیلی حرفها برای زدن در روز تولدش داشته باشد اما من ناخواسته زندگیم رامرور می کنم وقتی 15 ساله شدم فکر می کردم همه چیز را می دانم زمین زیر پاهایم بود و اینده پیش رویم به روبه رو که نگاه می کردم دنیایی را می دیدم که هنوز هیچ چیزش راتجربه نکرده بودم وقتی بیست ساله شدم قبل از اینکه بدانم کی هستم خیلی چیزها سراغم امد مثل همه جوانها حال و هوای جوانی و عاشقی و هزاران هوای دیگر وقتی بیست و پنج ساله شدم هوا ها از سرم پریده بود معنی ناکامی ها و نرسیدنها را خوب فهمیده بودم وقتی بیست و هفت ساله شدم دیگر می دانستم برای یک زندگی با ارامش و خوب به چه میزان عشق و به چه میزان مادیات و به چه اندازه هم دلی و یک رنگی نیاز دارم دیگر می دانستم چه می خواهم و ازدواج کردم وقتی بیست و نه ساله شدم مادر شدم و درک کردم که ان بزرگترین و مهمترین و زیباترین لحظه ای که در تمام عمرم به دنبالش می گشتم  لحظه مادر شدنم بود ان موجودی که به تمام زندگیم معنا می بخشید فرزندم بودم وان انگیزه ای که باید برای سپری کردن نیمه دوم زندگیم می داشتم تمام امیدها و ارزوها برای فرزندم بود از ان پس بود که موجودیت زن بودن در من قوت بیشتری گرفت و مفهوم عشق برایم تغییر کرد امسال سالروز تولدم را در حالی طی می کنم که همسرم را دارم کسی که برای یافتنش بین ادمهای زیادی در دنیا سرگردان بودم و پسرم را دارم که حاصل تمام عمر من و معنی زندگی من است پس خوشبختم اگر چه عمیقا دلم به خاطر وطنم خوش نیست و دو سال است که از ته دل نخندیده ام و خوشحال نبوده ام اما سهم من از دوران همین بوده به امید روزهای بهتر برای سرزمینم هستم و به خودم می گویم با تمام اینها تولدت مبارک



 
life
ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٢  کلمات کلیدی:

زندگی گاهی اینطوریه دیگه کاریشم نمی شه کرد

گذشته ای که دوست نداری بهش فکر کنی

اینده ای که حال نداری به سمتش بری

حالی که حالت و به هم می زنه 

عجب زندگی خوشی

 



 
همیشگی
ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٩  کلمات کلیدی:

زندگی بالا و پایین زیاد دارد همیشه یک جور نمی ماند خود من زندگیم هچگاه یک جور نبوده عشق هم همیشه یک جور نمی ماند در سنین مختلف به وجود امدنش فرق می کند درست است که عشق های سالهای اول جوانی هیجانی و به یادماندنی هستند اما تنها یک فاکتور برای خوشبختی کافی نیست تنها عشق و هیجان نمی تواند یک زن را خوشبخت کند زنها معمولا بعد از ازدواج خواسته هایشان تغییر می کند و عشق نمی تواند جوابگوی همه چیز باشد اما جالب اینجاست که همه چیز هم داشتن اما عشق نداشتن هم درداست پس همه چیز باید تعادل داشته باشد خیلی خوب است که زندگی هم مثل فصلهای سال رنگارنگ است .....

پ.ن:انسان نیازمند عشق است خلاصه کردن جهان افرینش در یک نفرو بزرگ کردن یک نفر تا مقام خدایی عشق یعنی این........ویکتور هوگو

 



 
یلدای امسال
ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢  کلمات کلیدی:

یلدای امسال هم گذشت .......برادرم فردای شب یلدا به سربازی رفت روز رفتنش خیلی نگران بودیم مادرم ناراحت بود و پسرم فهمیده  بود که خبری است و مدام می گفت دایی دایی.....برادرم سرش را از ته تراشیده بود و قیافه با مزه ای پیدا کرده بود ....دلمان برایش تنگ شده شصت روز نمی بینیمش .....این هم قسمتی از زندگی اوست که امیدوارم بتواند با موفقیت ان را پشت سر بگذارد ....هوا خیلی الوده است هاله سیاهی که مثل مه اسمان را هر روز می پوشاند معضل بزرگی شده دیگر حتی هوایی هم برای تنفس نداریم برای پسرم و تمام بچه های کوچک نگرانم که ریه های کوچکشان چطور می خواهد این الودگی وحشتناک را تحمل کند جان خودمان هم کم در خطر نیست ممکن است ناگهان سکته مغزی کنیم یا ایست قلبی به سراغمان بیایید و کارمان یکسره شود فقط خدا رحم کند خلق خدا که رحم ندارد ...



 
ازدواج
ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٩  کلمات کلیدی:

انهایی که ازدواج نکرده اند نمی دانند که وقتی یک زوج ازدواج می کنند چه فشارهایی از سوی جامعه به انها وارد می شود اگر فشارهای اقتصادی و اجتماعی را ندید بگیریم می ماند فشار خانواده ها خانواده ها هر یک به نحوی سعی می کنند تا در زندگی داخلی زوجها دخالت کنند این قصه دیرینه ازدواجهای ایرانی است و مقاومت در برابر انها جنگیست که زوجها از ابتدای زندگی با ان رو به رو می شوندوقتی خودم وارد مقوله ازدواج شدم دریافتم که سنتها هر چقدر هم زیبا باشند همه جا به درد بخور و سازنده نیستند یکی از ان جاها موقع ازدواج کردن است .....من خودم جلوی همه ایستادم و خیلی از سنتهای دست و پا گیر را ا جرا نکردم می خواستم با یک نفر بروم زیر یک سقف زندگی کنم مانده بودم که چرا باید این همه هزینه بیهوده  کنیم و پای عده ای که در زندگی مشترک اینده ما تغریبا هیچ کاره اند وسط بکشیم بنابراین مراسم بله برون ....نا مزدی ....حنابندان ....جهاز برون ....ودر نهایت پاتختی که از نظر من خیلی مسخره و تا حدودی مرا سم توهین امیزی می امد برگزار  نشد جشن عقد عروسی را هم با هم برگزارکردیم و هیچ گاه از این بابت پشیمان نیستم  به خوبی می دانم که زندگیم از زندگی خیلی ها که تا ته همه چیز را در نیاورند ول کن نیستند خیلی بهتر وپایدار تر است چون برای من فقط شروع زندگی و همسرم مهم بود نه مسائل حاشیه ..........



 
ما زنها
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٧  کلمات کلیدی:

از وقتی که مادر شدم زن بودن را بیش از هر زمان دیگری در زندگیم لمس کردم وقتی برای خرید کتاب به شهر کتاب می روم به خودم که می ایم می بینم کتابهایی انتخاب می کنم که همه مربوط به زن می شود مثل سوپ جوجه برای روح زن و خیلی از این دست.....از وقتی مادر شده ام برایم مهم است که زن خوش تیپ و خوش مشربی باشم همیشه زیبا به نظر بیایم و لباسهای شیک بر تن داشته باشم رنگ موهایم را زود به زود تغییر می دهم و سعی می کنم دستان قشنگی داشته باشم وناخنهایم همیشه درست شده باشد ....برای اینکه مبادا زنانگیم پشت وظایف سنگین مادری و خانه داری رنگ ببازد و از دست برود دلم می خواهد پسرم یک مادر خوش تیپ و زیبا و جوان داشته باشد و با افتخار مرا به دوستانش نشان بدهد. فکر می کنم ما زنها را رشته های مشترکی به هم پیوند می دهد این را زمانی فهمیدم که در فروشگاهر زنجیره ای بارها و بارها موقع خرید مواد غذایی به طور اتفاقی سر صحبت را با یک خانم باز کرده ام یا در فروشگاه لباس ....و یا در ارایشگاه وقتی زنان از اقشار متفاوت با شخصیتهای متفاوت و طرزفکر های متفاوت با هم به صحبت پرداخته اند ....حتی در زنان خارجی هم می توان وجود این رشته های مشترک را احساس کرد ....ما زنها ...ما زنها خیلی قوی هستیم برای همین همیشه سعی کرده اند ما را مهار کنند و ضعیفمان کنند ...ما دخترها ...ما زنها ....ما مادرها ....رشته های مشترک زنانه ای داریم.



 
لذت مادری
ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٩  کلمات کلیدی:

پسرکم بزرگ شده است و می تواند چند قدمی راه برود راه رفتنش شبیه پنگوئنها شده است قیافه اش شبیه یک سالگی خودم شده و چند کلمه ای هم حرف می زند ازشیطنتش هم بی حد و حساب است نمی دانم که چه بگویم اما تازه دارم لذت مادر شدن را می چشم دوران نوزادی نگهداریش خیلی سخت بود جز بی خوابی و خستگی چیز دیگری نمی فهمیدم اما تازه دارم لذت بزرگ شدنش را می برم .......خدا را شکر می کنم


 
← صفحه بعد